نترسيد هنوز زنده و سلامت هستم .فقط يه مدت جور نميشد كه چيزى اضافه كنم.
الان هم كه اومدم ميخوام يه پيشنهاد بدم.از امروز يه ساعتى رو مشخص كن و هر كارى كه تو اون زمان انجام ميدى رويه جايى يادداشت كن.
بعد از چند وقت ميبينى كه چه قدراين لحظات متفاوت بودن.يه روز شاد يه روز خسته يه روز مهمونى يه روز هم ...
حالا فكرشو بكن كه اين همه آدم تو يه لحظه خاص چه وضعيتى دارن.تو از وضعيتى كه دارى راضى هستى؟
ما ايرانى ها خيلى دنبال مد هستيم واسه همه چيز هم يه مد ميسازيم كه يه چيزى باشه دنبالش بريم.حتى براى حرف زدن
الان هم مد فلسفى حرف زدنه. تو هر وبلاگى كه ميرى چند تا جمله با عمق حد اقل 50 متر هست. منم اين پست رو گذاشتم كه از قافله عقب نمونم.![]()
به نظريه بنده خدايى آدم ها سه دسته هستن:
1- يه دسته مبهم حرف مى زنن چون نمى دونن چى ميگن
2- يه دسته مبهم حرف مى زنن چون مى دونن چى ميگن
3- يه دسته هم اصلاً مبهم حرف نمى زنن
من كه كاملاً موافقم .
راست گفتن كه همين جورى نميشه در مورد كسى قضاوت كرد.خيلى سخته.
ما همه خيلى از خودومون مطمئن هستيم .اما تا حالا فكر نكرديم كه چه قدر ميتونيم روى اعتقاداتمون يا روى حرفى كه ميزنيم بمونيم.من ميگم آدم فقط وقتى ميتونه در مورد يه موضوعه خاص يه نظر درست بده كه خودش اون موضوع رو از نزديك لمس كرده باشه.
مثلاً ما همه ميگيم كه دزدى كار درستى نيست و هميشه ميگيم اگه از گرسنگى بميريم هم حاضر نيستيم اين كار رو بكنيم.حالا فكرش رو بكن كه به مردى كه چند ماهه بيكار شده و هيچ منبع درآمدى نداره .شب وقتى ميره خونه ميبينه بچه هاش به خاطرگرسنگى دارن گريه ميكنن.چند روز ميتونه تحمل كنه؟اگه ما جاى اون بوديم و فرداى اون روز ميديديم كه كيف پول يه نفر از دستش افتاد بازم ميرفتيم دنبالش تا بهش بديمش؟
حالا اگه فردا يكى اومد كيفتون رو بدزده بهش نگى نوش جونت .![]()
منظورم اين بود كه تا وقتى در مورد يه چيزى مطمئن نيستيم در موردش قضاوت نكنيم .چون ممكنه اشتباه كنيم اونوقت ....
همين!!
شما چند سالتونه؟ميدونى ميشه چند روز؟زياده مگه نه؟
تا حالا به اين فكر كردى اگه روزى يه قدم به جلو حركت ميكردى تا حالا چه قدر راه رفته بودى؟اونم به جلو.
اما مگه ميشه؟بالاخره تو زندگى هر كس يه اتفاقاتى ميوفته كه باعث ميشه اين حركت متوقف بشه يا حتى ممكنه اونو به عقب ببره.
زندگى يه جوربازي كردنه اونم از نوع مارپله.موافقى؟
ما تمام تلاشمون رو ميكنيم تا قدم قدم وخونه به خونه بريم جلو البته اگه شانس بياريم و6 بياريم خيلى جلو ميوفتيم يا به قول معروف يه شبه ره صد ساله رفتيم.البته اگه اين مارهاى تو بازى اجازه بدن.
تا حالا فكر كردى كه تو زندگى كجاها 6 آوردى؟ چند بار مار نيشت زده؟ اصلاً اون خونه اى كه واسه رسيدن به اون اين همه راه رو ميرى كجاست؟چه قدر اميدوارى كه به خونه برسى؟